29 ماهگی خوش آمدی!
یکشنبه گذشته هنوز در گیر و دار بیماری شاینا بودیم و تا حدودی سعی میکردم خیلی از شرایط ناراضی نباشه تا بتونه دوره نقاهتش رو بخوبی بگذرونه. نزدیک ظهر بود و من تو اتاق مشغول انجام کارهام بودم. دیدم خبری از شاینا نیست و هرکاری میکنه سکوت پیشه کرده!! آروم از اتاق اومدم بیرون تا خبری ازش بگیرم. دیدم خیلی جدی شلوارشو درآورده دگمه های بلوز بادیشو هم باز کرده چسبهای سفت این پوشک سایز خیلی بزرگ مای*بی*بی رو هم به زور باز کرده سرشو خم کرده داره به پاهاش نگاه میکنه!! متوجه حضور من که شد بلافاصله با یه قیافه حق به جانب و طلبکارانه گفت: مامان شایلی ببین! اینجا رو ببین! و به پاهاش اشاره کرد و ادامه داد: پاهام این گوشه اش ارمز(قرمز) شده. منهم مستاصل و حیرون گفتم خوب عزیزم چکار کنم؟ باز قیافه اش حق به جانب تر شد و گفت: خوب پوشک نبند دیگه من که نی نی نیستم
... میهام شو*رت بپوشم
. گفتم پس جی*ش چی؟ جدی جواب داد: میرم هالت(توالت) میکنم!!
بعله و اینگونه شد که برای ما هم از همون اتفاقهایی افتاد که برای خیلی از مامانها افتاده. قبلا نوشته بودم این برنامه مدتهاست درشرف اجراست ولی شاینا واقعا حاضر به همکاری نبود و شاید آمادگی این نقطه عطف رو نداشت و من اصلا سخت نمی گرفتم. حدود یک ماه قبل عید موقع اجابت مزاج اعلام میکرد و از همون موقع دیگه پی پی تو پوشک خبری نبود ولی جی*ش همچنان تو پوشک که این یکی هم با میل خودش برطرف شد. البته مشخصه که هنوز به این شرایط عادت نداره و مواقعی که حواسش نیست یا سرگرم بازیه یادش میره ولی روز به روز اوضاع داره بهتر میشه. جالب اینجاست غروبها که باباش میاد و سرگرم بازی میشه منهم تو آشپزخونه درگیر کارهامم و ممکنه یادم بره یادش بندازم خودش پیشنهاد میکنه مامان شور*ت نپوشم شور*ت پوشک بپوشم استه(خسته) شدم
... شبها هم دیگه از خیس شدن پوشک خبری نیست و صبح به صبح همراه من میاد و رو صندلی یه دریا تحویل میده
البته هنوز برای اطمینان موقع بیرون رفتن و شب موقع خواب همچنان پوشک داره.
من فکر میکنم سری پیش شاینا از آداب دست و پاگیر دستشویی رفتن مثل دمپایی پوشیدن و هربار شستشو خسته شده بود این بود که از اون به بعد لگنش رو دم در حموم گذاشتم و هربار که میخواد روش بشینه میارمش رو پادری حموم که دیگه حتی احتیاجی به دمپایی پوشیدن هم نباشه و بعد با یه آب کوچولو هم میشورمش. اینطوری هم خودم هربار خسته نمیشم هم شاینا با "نه" گفتنهای هربارش اعتراض نمیکنه. اینو گفتم تا مامانهایی که دیگه نمیدونن از دست مخالفتهای این کوچولوها چه کنند این روش رو هم امتحان کنند. البته خودتون میدونین باید تو رعایت بهداشتش خیلی بیشتر از قبل دقت کنین تا آلودگی به خونه منتقل نشه.
برای خودم با اون شرایط اخلاقی و به دنبالش مریضی این اتفاق غیرمنتظره بود ولی انصافا دخترک بهترین هدیه رو در آستانه ۲۹ ماهگیش به مامانش تقدیم کرد.
...۲۹ ماهگی خوش آمدی و چه خوب آمدی...
شاهدونه ناز من شاينا جان