یکی از کارهای بسیار جالب و سرگرم کننده ای که تو کلاس خلاقیت خیلی بهش پرداختیم ساخت کلاژه. کلاژ نوعی کاردستیه که با چسباندن تیکه های مختلف کاغذ و مقوا و پنبه و هر چیز ساده دیگه ای درست میشه. تو ساخت این کاردستی فقط وسایل اولیه ساده در اختیار بچه ها قرار داده میشه و البته میشه یه ایده اولیه هم بهشون بدیم مثلا میخوایم با این پنبه ها آدم برفی بسازیم و تو ساخت و پردازش وسایل هیچ نقشی نخواهیم داشت. بچه ها آزادانه می برند و می چسبانند و پاره میکنند و با سلیقه خودشون هر چیزی رو که می خوان به هر نحوی کنار هم می چسبانند.

این روش یکی از ساده ترین روشهای سرگرمی بچه هاست. شاینای شیطون من موقع ساخت کلاژ دقایق ممتدی می شینه و واسه خودش کاردستی درست میکنه. در عین حال یکی از بهترین روشهای رشد و پرورش خلاقیت بچه هاست. کلاژ هیچ دو بچه ای شبیه هم نیست و جالب تر از همه نحوه چیدمان وسایل اولیه مشترک اونهاست که کاملا در نحوه چیدمان با هم تفاوت دارند. مثلا موقع چسباندن خلال دندان یا گوش پاک کن یکی افقی می چسبونه و اون یکی عمودی یکی دیگه خلال دندون رو فرو میکنه تو کاغذ. بچه های کلاس ما که گروه سنی دو تا سه سال هستند کاردستی هدفمندی رو نمی سازند هر جور که دلشون میخواد فقط کاغذها رو می برند و می چسبونند جذبه این کار براشون همین پاره کردنها و چسب بازیهاست ولی در گروههای سنی بالاتر بچه ها کلاژهای معنی دار می سازند مثلا تصویر یک منظره یا یک خانه. تنها کلاژ معنی داری که گروه سنی ما ساخت کلاژ یک آدم برفی با استفاده از پنبه بود.

پرند جون مربی کلاس خلاقیت به همه ما پیشنهاد کرد که کلاژ سازی رو به صورت یک سرگرمی خانوادگی تو خونه جابدیم و سعی کنیم دسته جمعی و خانوادگی همه با هم هر از چند وقتی کلاژ بسازیم. ما هنوز این کارو انجام ندادیم یعنی هنوز بابا شاهین تو جمعمون شرکت نکرده ولی من و شاینا خیلی وقتها با کلاژهای جدیدمون وقتمون رو هم پر میکنیم. به شما هم پیشنهاد میکنم این روش بسیار سرگرم کننده و مفید رو حتما تو برنامه هفتگیتون قرار بدین و ازش لذت ببرین...

شاینا خانوم دیگه براحتی و کاملا صحیح قیچی رو تو دستش میگیره و کاغذ رو تا انتها می بره...

کلاژی که شاینا روی جعبه خالی دستمال کاغذی درست میکنه...

و اینهم اولین و صمیمی ترین دوست مهدکودکی شاینا... سروین خوشگله که هر بار بعد از کلاس خلاقیت هم شاینا هم سروین خوب یادشونه و به مامانهاشون یادآوری میکنند که باید با هم برگردیم خونه. آخه خونه سروین اینا دو کوچه بالاتر از خونه ماست...