میگن: عجب حوصله ای داری ها! از بیکاری نشستی روزها رو شمردی!! حالا مطمئنی درست ۱۰۰۰ روزه؟ نکنه یه روز پس و پیش شده باشه... آخه ماه ۳۱ روزه هست سال کبیسه هست...

میگم: مو لای درزش نمیره! ردخور نداره!! روز چیه حساب ساعتها و دقیقه ها و لحظه هاشو هم دارم. ۱۰۰۰ روز نفس کشیدم با دونه دونه نفسهاش... ۱۰۰۰ روز از خنده هاش دلم ضعف رفته... ۱۰۰۰ روز منهم بزرگ شدم از روزی که چشم باز کرد٬ خندید٬ آغون آغون گفت٬ غلتید٬ غذا خورد٬ خزید و رو زانو چهار دست و پا رفت٬ بلند شد و گام برداشت٬ دوید و پرید٬ ماما گفت٬ بابا گفت٬ دد دودو گفت٬ مامان شایلی گفت٬ بابا شاهین گفت٬ شعر خوند٬ تا امشب که در آغوشم کشید و گفت مامان من خیلی دوست دارم عاشگتم... ۱۰۰۰ شب با بوی موهای نمناک از عرقش مست شدم و تا صبح هزار بار بیدار شدم و خوابیدم... ۱۰۰۰ روز درس عشق ورزی خوندم و مشق دل سپردن نوشتم. زندگی رسم عشقی به من آموخت که هیچ مدرسه و دانشگاهی رو توان این آموزش نیست چه برسه به دانشگاهی که به من مدرک عالیه داد! خودم تک تک روزهاشو به خاطر سپردم و شمردم و لبریز از عشق شدم.

امشب من و شاهین و شاینا ۱۰۰۰ روز عاشق بودن رو جشن گرفتیم. ۱۰۰۰ روزه شیرین من مبارکت باشه...

شاینا لحظاتی پس از تولد (یک روزگی)

شاینای ۱۰۰ روزه

شاینای 500 روزه

و امشب دختر ۱۰۰۰ روزه من در اولین ساعات بامداد هزارمین روز از عمر شیرینش... شیرین کام و کامروا باشی عزیزکم...

در حاشیه: مامان شایلی اصلا اهل تقلب نیست!! عکسها دقیقا در روزهای ذکر شده گرفته شده اند. ضمنا روزشمار ذکر شده هم کاملا دقیق است.