هفته ها سریع میگذرند و من از پستهای کلاسهای ارزشهای زندگی عقب میمونم. نهایت تلاشم رو میکنم تا وقایع کلاس رو مو به مو توضیح بدم...

واژه و ارزش مورد بحث در جلسه سوم احترام بود. نکته جالب توجه اینه که بچه ها آشناییهای جالبی با این واژه های نسبتا غریبه دارند. کافیه کمی توضیح بشنوند بعد خودشون شروع میکنند به تعریف و تفسیر...

احترام یعنی: درست استفاده کردن از لوازم شخصی ... خراب نکردن اموال عمومی مثلا اسباب بازیهای پارک ها یا خراب نکردن درو دیوار اتوبوس ها ... احترام یعنی حرف زشت نزدن ... احترام یعنی معذرت خواستن درصورت ارتکاب عملی زشت ... احترام یعنی سلام و خداحافظی کردن ... احترام یعنی وقتی اسممونو می پرسند بلند و قشنگ جواب بدیم! ...

موضوع مهم مورد بحث درکلاس احترام به خودمون بود. پرند تاکید کرد ما در صورتی میتونیم به بقیه احترام بذاریم که در مرحله اول به خودمون احترام بذاریم. توضیح داد: غذا خوردن٬ به موقع دستشویی رفتن٬ به موقع خوابیدن ... همه اینها یعنی ما داریم به خودمون احترام میذاریم. از بچه ها خواست دستتونو محکم فشار بدین حسابی دردتون میاد نه؟ وقتی غذا نمیخوریم یا وقتی دستشوییمونو نگه میداریم اعضای بدنمون همینطور دردشون میاد ولی ما متوجه نمیشیم و اینطوری مورد احترام قرار نمیگیرند.

برای هر کدوممون مقواهای رنگی و کاغذهای جورواجور با چسب گذاشت و ازمون خواست برای خودمون هدیه درست کنیم. بچه ها هدیه دادن به کسی هم نوعی احترام گذاشتن به اون شخصه و ما بهتره اول از همه برای خودمون هدیه درست کنیم. کلاژهای بچه ها زیبا بود. پرند ازمون خواست هدیه های بچه ها رو رو دیوار اتاقشون نصب کنیم تا بدونن احترام به خودشون ارزشمنده و بهمون گفت هر چند وقت یک بار برای خودمون هدیه کوچکی بخریم و حتما به بچه ها بگیم برای خودمون احترام  گذاشتیم. تاکید کرد بی اهمیت جلوه دادن خواسته های مادران که عملی فداکارانه تلقی میشه درواقع برای بچه ها نشاندهنده اینه که مادران برای خودشون احترام قائل نیستند و همین امر خواسته های شخصی مادران رو در نظر بچه ها بی اهمیت و درجه دو جلوه میده. بچه ها باید بدونن مامانها هم بعضی از غذاها رو بیشتر دوست دارند دلشون میخواد با دوستهاشون بیرون برن یا دلشون میخواد برای خودشون فلان چیز رو بخرند حتی اگه در مقابل خرید نکردن برای بچه ها باشه و از همه مهم تر مامانها ته مونده غذاهای بچه ها رو نمی خورند!!

همه دور هم نشستیم. پرند گفت اگه بخوایم به خودمون احترام بذاریم اول از همه باید بدونیم هرکدوم از ما چه تواناییهایی رو داریم. از مامانها خواست هرکدوم توانایی خاص خودشون رو بگن و جالب بود مامانها خیلی کم به تواناییها و قابلیت های خودشون آگاهی داشتند! بعد از بچه ها خواست تواناییهای خودشون رو بگن. بچه ها بهتر از مامانها به قابلیت هاشون شناخت داشتند.برای بچه ها از احترام به اعضای بدن حرف زد و اینکه زدن و هل دادن اعمالی غیرمحترمانه هستند.

قسمت بعد اجرای یه نمایش بود. پرند و یکی از مامانها انگار دو تا دوست بودند که بعد مدتها همدیگه رو دیده بودند. نمایش در سه ورژن اجرا شد. اول دو تا دوست تا به هم میرسیدند تند تند فقط حرف خودشون رو میزدند و به دیگری توجه نداشتند. فقط سروصدای دو نفر شنیده میشد. ورژن دوم وقتی دو تا دوست با هم حرف میزند اون یکی در و دیوار رو نگاه میکرد و جوابهای نامربوط میداد. ورژن سوم برخور مودبادنه و قابل قبولی بود که دو نفر موقع صحبت با هم داشتند. بچه ها اینطوری با برخوردهای محترمانه آشنا شدند و چند مرحله دو تا دوتا این نمایش رو اجرا کردند.

مراقبت کردن از همدیگه هم نوعی احترامه. بچه ها مامانها از شما مراقبت میکنند شما چطور میتونین ازمامانتون مراقبت کنین؟ همه بچه ها مامانهاشونو بوسیدند و ... تو کارای خونه به مامان کمک میکنیم ... زیاد گریه نمیکنیم ... خوب غذا میخوریم ... همه بچه ها خوب میدونستند چطور میشه مامان رو خوشحال کرد. پرند به مامانها گفت تا شما از بچه ها نخواین قابل احترام باشین اونها هم توجهی به این مساله نمیکنند!

پرند ادامه داد معیارهای احترام در فرهنگ ها و خانواده ها و حتی افراد مختلف با هم متفاوته. مثلا دست تو بینی کردن در فرهنگ ما حرکتی احترام آمیز نیست ولی در بعضی از کشورها این حرکت زشت نیست. پرند ازمون خواست معیارهای احترام در نظرمون رو در یک لیست تهیه کنیم. مظهر احترام در خود و اطرافیان چیه و چرا اینگونه است. گاهی اگر مظاهر احترام رو ساده تر فرض کنیم توقعات هم کمتر میشن.

احترام گذاشتن به بچه ها عزت نفس رو هم در اونها بوجود میاره. پرند ازمون خواست درصورت امکان در اتاق بچه ها یک آینه قدی نصب کنیم و به بچه ها بگیم شخصی درون اتاقشونه که قابل احترامه و قابلیت های زیادی داره مثلا می خنده آروم و شمرده صحبت میکنه لباسهاش تمیزند عصبانی نمیشه و توجه داشته باشیم از زیبایی و هوش چیزی نگیم چون هوش با چشم بچه ها قابل مشاهده نیست و زیبایی هم معیاری نسبی داره و نباید حواس بچه ها رو فقط به معیارهای زیبایی خودشون جمع کرد.

رعایت قانون ونوبت هم نوعی احترامه. بازی بعدی چسبوندن یک مقوا روی دیوار و دراختیار گذاشتن فقط یک ماژیک برای بچه ها بود. بچه ها باید به نوبت و در زمان مشخصی از ماژیک استفاده میکردند.

فواید این کلاس ها در خونه ما که مشهوده. شاینا واژه های صلح و کار صلحی و غیر صلحی و احترام و البته واژه جلسه بعدی رو که بزودی می نویسم به موقع و بجا بکار می بره و تذکرات لازم رو به ما میده اگه رعایت نکنیم البته! و باز اگه به نفع خودش باشه البته!!!

پی نوشت: دوستان خوبم حضور کمرنگ منو در خونه ها قشنگتون ببخشین. پیگیر نوشته های همه تون هستم ولی گاهی واقعا فرصتی برای نوشتن نظر ندارم و از نوشتن نظرات بدون فکر و از روی عجله هم خوشم نمیاد.