اگه یه نگاه دقیق تر به عکس شاهدونه کوچولو تو پست قبل بندازین حتما متوجه میشین منظورم از اتفاق هیجان انگیز چی بوده. درسته ما را در تهران تاب ماندن نبود! و باز گریختیم این بار به خونه باصفای باباحسین. خوب این که تازگی نداره قسمت هیجان انگیزش اینه که سفر این دفعه ما دیگه هوایی نبود. باباحسین و مامان نوشین عزیز به قول شاینا بابا سین و مامانی با ماشین اومدن تهران و مارو با خودشون آوردن اینجا. دخترک قصه ما تو تمام مدت سفر پشت ماشین رو بالشت و تشک خودش نشست و بازی کرد و به به خورد و نانای کرد و گاهی البته گاهی هم خوابید که به نظرم نسبت به یه راه ۷۰۰ ۸۰۰ کیلومتری حدود دو ساعت خوابیدن کمی کمه ولی خوب شاینای ما زیاد با خوابیدن تو ماشین میونه خوبی نداره. به این نتیجه رسیدم که شاینا بدون صندلی خودش و همین مدلی یعنی رو تشک و بالشت خودش باشه آرامش بیشتری داره مخصوصا اینکه شاینا خانوم عاشق "گوشه بازیه"!! یعنی گوشه بالشتشو میگیره می بره لای انگشتاش و همینجوری آروم میشه. ما هم کاملا مجهز سفر کردیم و ماشین راحت بابایی کاملا در اختیار شاهدونه خانوم بود. پنجشنبه بعدازظهر حرکت کردیم شب مهمون خونه دایی سعید دایی مامان شایلی تو شهر باصفای گرگان بودیم و صبح روز بعد پیش به سوی زادگاه مامانی...

دایی سعید مهربون ما یکی از هنرمندان ماهر و متبحر موسیقیه و آرشه طلایی ویلن دایی مسحور کننده است. اون شب هم لطف کرد و ما رو هم از لذت گوش نوازی سازش محروم نکرد. مخصوصا شاینا کوچولوی ما که عاشق ساز و آواز مخصوصا ویلن و گیتاره مبهوت و حیران به دایی نگاه میکرد. صبح به محض اینکه چشمهاشو باز کرد به من نگاه کرد و بلافاصله گفت : دایی نانای دایی نانای و سریع به بیرون اتاق دوید تا بره سراغ دایی...

وقتی اینجا اومدیم شاینا کوچولو به این نتیجه رسید که دایی های بیشتری هم وجود دارند چون خودش فقط خاله و عمه می شناخت. تازه عموهای دیگه رو هم دید. الان دیگه اسم تک تکشونو می شناسه. البته رابطش با جوون تر ها خیلی بهتره مثلا پسردایی: عطا تی! (عطا جون) یا پسر خاله : دایی ای یه! (دایی ایرج). علاوه بر اون دو تا هم مامان بزرگ دید که هردوشونو صدا میزنه عزیز اونهم نه به این ساده ای یه عزیز پر غمزه و عشوه با یه لهجه فوق العاده غلیظ. اینجا که دارن یواش یواش بهش میگن داره تهرونی بازی درمیاره!!! از اون به بعد هم هر خانوم مسنی می بینه میگه عزیییییززززز!!.

کیفش هم که کوک کوکه. حیاط بازی و آب بازی تو حیاط و تو وان که کار هر روزه. شبها هم به قول خودش آتیش و کاب (کباب) و بیاه (bayah بلال) و تخ تخ (صدای تق و توق بلال!)... دیشب هم ستاره هارو تو آسمون نشون میداد میگفت بخ (برق)!!!

با حضور عشقهای همیشگیش یعنی آآ (خاله آیلی) و میه می (mihmi خاله مانلی!) باباسین و مامانی مگه بد میگذره. نصف شب از خواب بیدار میشه میگه باباسیییییینننن... باید کلی باهاش صحبت کنم تا راضی شه بابا سین لالا کرده. حالا دیگه خودش بعد بابا سین میگه لالا.

خونه هم که تا دلش بخواد بزرگ و وسیع و آماده واسه دویدن. دیگه اونقدر می دوه که گاهی تلو تلو میخوره. هوا هم که حرف نداره. این شهر زیبای کوهستانی هوای محشری داره که دل هر مهمانی رو میبره چه برسه به  مامان شایلی و شاینا کوچولوش که ریشه در این آب و خاک دارند.

پیشرفت گفتاری شاینا هم قابل توجه شده. تقریبا هر حرف و کلمه ای رو تقلید میکنه و خوب به خاطر میسپاره و دوباره در جای مناسب به کار می بره. دقتش هم به دور و برش مثال زدنیه. چند روز پیش با خاله آیلی تو خیابون قدم میزدیم که شاینا جلوی یه مغازه سی دی فروشی توقف کرد و به یه پوستر تبلیغاتی که تقریبا خارج از دید بود اشاره کرد و گفت بیبی!! خوب که دقت کردم دیدم راست میگه عکس کارتونهای بیبی تی ویه. بلافاصله سی دی رو خریدم فکر میکنین چی بود؟ کارتونهای محبوب شاینا با ترجمه فارسی!! حتی شعرها هم ترجمه شده بودن. شاینا وقتی شعر محبوب فینگر فمیلی رو شنید که به جای مامی ددی بوی گرل میگفت مامان بابا خواهر برادر!! از تعجب چشمهاش گرد شده بود مدام بهم میگفت مامی ددی... انگار میخواست ازم توضیح بگیره که چرا اینا اینطوری حرف میزنن!! به همه دوستداران محروم از کانال بیبی تی وی این دو سی دی رو پیشنهاد میکنیم. "با نی نی ۱ و ۲"...

بهتره زیاده گویی رو کنار بداریم و بریم سراغ اصل مطلب... میدونیم بابا شاهین که دلش یه ذره شده عکس جدید ببینه...

ببعی میگه بععععععع!!!

آب بازی ... هوراااا

اینایی که از آسمون میاد اسمش بارونه!!

اگه غافل بشیم شاینا خانوم اینجا هم یاور و همراه تو کارای خونه است!!

البته بعدش حتما باید یه سر به حموم بزنن چون سراپا خاک میشن!!

پ.ن. : نمیدونم چرا سایتی که عکسهارو توش آپلود میکنم گاها دچار مشکل میشه و عکسهارو باز نمیکنه! در اولین فرصت سایت رو عوض میکنم اگه سایت خوبی سراغ دارین ممنون میشم راهنمایی کنین البته بااجازه تون با کمک رایت کلیک از عکسهای قشنگ وبلاگهاتون کم و بیش تقلب هم میکنم.